به نام خدا

سلام و درود بر تمام شما
پست امروز هم مانند بقیه پستها دارای ویژگیهای ماورایی خود است و فکر کنم اکثر غریب به اتفاقتان فیلم را دیده باشید الته این پست کوتاه است به خاطر اینکه قضاوت را به عهده شما می گذارم , بعد از دیدن فیلم خواهید فهمید.فیلمی که در آن اسطوره بازیگری (آل پاچینو ) به ایفای نقش پرداخته است و همچنین نباید از بازیهای زیبای کیانو ریوز و چارلیز ترون هم بگذریم.فکر کنم که حدس زدید برای این پست چه فیلمی انتخاب شده است: وکیل مدافع شیطان
شناسنامه فیلم :
وکیل مدافع شیطان/Devils Advocate
تهیه کننده : کمپانی برادران وارنر
کارگردان : تیلر هکفورد
بازیگران : آل پاچینو , کیانو ریوز, چارلیز ترون,...
رده بندی سنی : افراد زیر18 همراه والدین تماشا کنند
محصول : آمریکا/1997/رنگی
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------شیطان به عنوان فرشته رانده شده از درگاه خداوند به خاطر سجده نکردن به انسان و برتر دانستن خود از او یکی از مفاهیمی است که هم در تمام ادیان به آن اشاره شده و هم مورد علاقه فیلمسازان ماورایی همه دوران ها بوده است.شیطان در تعالیم تمام ادیان به شکل های مختلف و با ابعاد گوناگون تفسیر شده است. در "وکیل مدافع شیطان" که برخی آن را تاثیر گرفته و ادامه دهنده راه " بچه رزماری/رومن پولانسکی/1968" می دانند با شیطانی طرف هستیم که رئیس یک شرکت بزرگ است .او جوانی جویای نام به نام کوین را که در شهری کوچک وکالت می کند انتخاب کرده تا برای شرکت کند.کوین که زنی زیبا دارد به شهر نیویورک میروند( کوین در حین رفتن به نیویورک به مادر خود که یک مذهبی به تمام معنا است پیشنهاد می کند که همراه آنان رهسپار شود اما مادرش به بهانه اینکه با شهرهای بزرگ میانه و خاطره خوبی ندارد از این کار سر باز می زند و ما در اواخر فیلم دلیل نیامدن او به نیویورک را می فهمیم).
کار زیاد و مشغله های ذهنی شرکت باعث می شود تا کوین به طور کامل از همسرش غافل شود.از از سوی دیگر مادر کوین به خاطر زن کوین که دچار ناراحتی های روحی روانی شده به نزد آنها می آید و بادیدن رئیس او (آل پاچینو) حالش دگرگون می شود.کوین دچار توهماتی می شود و گاه نمی تواند میان توهم و واعیت یکی را برگزیند.او برای شیطان هر کاری میکند و بیش از پیش در منجلاب فساد غرق می شود, حال زنش رو به وخامت نهاده و کوین در وضعیتی متناقض گیر کرده است.شیطان او را فرزند خود می داند و از او اطاعت طلب می کند. در این حال و احوال زن کوین در تیمارستان بستری شده او در طی یک حرکت خود را میکشد. کوین خود را می رساند و با دیدن جسد همسرش همه چیز را برای خود تمام شده می بیند او به نزد شیطان می رود و در سکانس های پایانی در حالی که در مقابل شیطان(پدر خود) ایستاده خود را می کشدو ما با یک فلش بک طولانی به دستشویی دادگاهی که در اول فیلم است باز می گردیم.او از پیروز شدن به هر قیمتی طفره می رود و موکلش می بازد اما او خوشحال است که فریب شیطان را نخورده است در حالی که شیطان غرور او را مایه پیروزی می داند.در سکانس آخر مردی پیش کوین می آید از او درخواست میکند تاموکل شرکت آنها شوند ,کوین یک لحظه به گذشته فکر می کند اما پیشنهاد را قبول می کند و در یک آن, آن مرد تبدیل به شیطان (آل پاچینو) می شود و روز از نو روزی از نو...

***دست تمامی شما درد نکند" بابت پست قبلی" من را شرمنده کردید***
تا بعد...

با نام و یاد خدا
10
9
8
Se7en
6
5
4
3
2
1
و...
تولدت مبارک...تولدت مبارک...بیا شمعا رو فوت کن تا چند ساله دیگه زنده باشی!!!!
تولدشه...امروز اولین سال تولدشه....می خوام تو این پست برخلاف پستهای قبل کمی باهاتون خودمونی باشم...از الان هم بهتون بگم توی این پست خبری از نقد و معرفی فیلم و این جور چیزا نیست...توی این یک سال خیلی چیزا یاد گرفتم...چه خوب چه بد توی ابن یک سال یاد گرفتم که چه جوری زندگی کنم...آره شاید تعجب کنید من با این وبلاگ به خیلی چیزها رسیدم...چه دوستهای نازنینی که پیدا نکردم چه چیزایی که یاد نگرفتم حیف که قابل بیان نیستند.
این و بلاگ با الهام از برانامه سینما ماوراء که مدت مدیدی از شبکه چهار سیما پخش می شد الهام گرفته شد البته این رو هم بگم که این وبلاگ در حدواندازه های این برنامه بسیار زیبا نمی دونم ( به نظر من در اون موقع سینما ماوراء جزو بهترین برنامه های سینمایی بود اما الان صد فیلم از همه بهتر است)سینما ماوراء با تمام بدیهاش و خوبیهاش یک ساله شد... این خودش خیلیه یه وبلاگ یک سال زنده و سر حال باشه...یک سال با تعدادی دوست باشی...یک سال با تمام نظرات و انتقادات سر کنی...یک سال منتظر باشی که بتونی هر دفعه پستی بهتر ومتفاوت تر از قبل بدی...یک سال منتظر...خیلی حرفها داشتم که می خواستم بزنم اما همشون یادم رفته!! نمی دونم چرا!!چند روز پیش داشتم برای چند صدمین بار فیلم راننده تاکسی(مارتین اسکور سیزی/1976) رو میدیدم...
( اینقدر این فیلم رو دوست دارم که باورتون نمیشه اگه بخوام ده فیلم برتری که تو عمرم رو دیدم بگم
راننده تاکسی دومیشه, اولیش :2001 یک ادیسه ی فضایی هستش) یک سکانس داره که رابرت دنیرو بغل یک مامور مخفی وایستاده و جمعیت منتظر اومدن سناتورن
دنیرو به مامور مخفیه میگه تو منتظر چی هستی؟ میگه من منتظر سناتورم دنیرو یک جوابی بهش میده که من این جواب رو خیلی دوست دارم میگه: من منتظر تابش آفتابم... حالا این تابش آفتاب چی می تونه با شه برمی گرده به جیم شریدان و اسکورسیزی...یا یه جایی اولای فیلم وقتی که داره توی
شب توی خیابونای کثیف آمریکا رانندگی میکنه یه جمله میگه که این جمله همیشه تو زبونمه : یه روزی یه بارونی میاد و این کثیفی رو از اینجا پاک می کنه
چندتا ایده هم برای ساختن فیلم کوتاه دارم حتی فیلمنامه هاشم آماده هستند اما کو بودجه کو وسایل کار..؟؟؟ دارم عزمم رو جذم می کنم تا یه دوربین بخرم بزنم تو نخ فیلم سازی...
راستی حالا که بحث فیلم شد از همینجا از هر کس که داره این مطلب رو میخونه یه تقاضایی داشتم ...میخواستم ببینم که رو کودوم یک از شماها می تونم برای نوشتن یک فیلمنامه خوب حساب کنم؟
هر کس که آماده هست لطفا هر چه سریعتر با نظر خصوصی من رو مطلع کنه...وای که چقدر حرف داشتم برای گفتن آهان یه چیزی از همین جا از تمامی شما دوستانی که همیشه به این وبلاگ
سر می زنید و نظر می دید ممنونم و از اون دوستانی که منو دعوت می کنند تا از وبلاگشون بازدید کنم اما من بدقولی می کنم و نمیام صمیمانه عذرخواهی می کنم ... منو ببخشید آخه سرم خیلی شلوغه ... چند روز پیش داشتم 10 کیارستمی رو می دیدم... هر وقت که از کیارستمی فیلم می بینم شاخ در میارم اصلا خودم می مونم این یه کارگردانه ایرانیه!؟ با اون میزانسن های دقیق فیلمنامه کارگردانی تدوین قاب بندیهای بسیار زیبا و دقیق هر موقع ازش فیلم می بینم یه انرژی خاص می گیرم
اگه غلو نباشه می تونم جزو 50 کارگردان عالی دنیا به حساب بیارمش... و همچنین یه کارگردان مولف که خیلی از ایرانیها و خارجیها ازش تقلید می کنن و به خاطر همین هم همین چند روز پیش جایزه یک عمر فعالیت هنری رو از جشنوارهونیز از دست کانه تو شیندو(کارگردان ژاپن/اونیبابا, جزیره)
دریافت کرد...نوش جانش چون حقشه
این هم از یک سالگی وبلاگ اصلا فکر نمی کردم که حالا حالاها یک ساله بشه امیدوارم که ...
بیشتر از این نمیخوام سرتون رو درد بیارم ممنون که تا اینجاش رو خوندید امیدوارم که هرجا هستید خوشحال و سرزنده باشید راستی من منتظر یکی از شماها هستم تا بتونم یه فیلمنامه قوی بنویسم
خیلی خیلی ممنون به خاطر اینکه یک سال یک سال این وبلاگ و من رو تحمل کردید...
تا بعد...