ابدیت ویک روز

 

cover

 

آنجلو پولوس مهمترین وشناخته شده ترین فیلمساز یونانی سینمای امروز است.او به مفاهیم عمیقی چون زندگی انسان در جوامع دیکتاتوری و مسئله مهاجرت علاقه خاصی دارد.سبک بصری خارق العاده او

 مارا به یاد فیلمسازان بزرگی همچون کیشلوفسکی تارکوفسکی و حتی آنتونیونی می اندازد.

او در ابدیت ویک روز به سبک و سیاق فیلم های قبلی خود (گام معلق لک لک , دشت گریان,...) که این دو فیلم هم به موضوع مهاجرت می پردازد وفادار مانده است.

فیلم درباره شاعری مسن به نام اکساندر است که خود میداند مرگش نزدیک است و باید کارهای نیمه تمامش را انجام دهداو قصد دارد باقی شعری که یکی از شعرای باستان یونان آن را نیمه کاره رها کرده به پایان برساند.

او رابطه ی خوبی با دخترش و مخصوصا داماد خود ندارد. او با پسر بچه ای آلبانیایی آشنا می شود که به همراه دوستانش در خیابان ها به طور غیر قانونی مشغول تمیز کردن ماشین ها هستند.

 ابتداقصد دارد او رابه خانواده اش برساند اما کم کم منصرف می شود و اورا پیش خود نگه می دارد.

الکساندر در انتهای اثر با بسیار ی از آدم ها یی که در زندگی می شناخته و حالا دیگر وجود ندارند(مرده اند) در یک سفر ذهنی روبه رو می شود.

در انتهای فیلم پسر بچه سوار کشتی می شود و الکساندر که حالا حال دیگری دارد, از رفتن به خانه سالمندان منصرف می شود .او به دیا خیره می شود و سعی می کند تا از یاد رفته ها را به یاد آورد و خود را خیالات خوب و بد غرق کند.

آنجلو پولوس در اثر فاخر خود بیش از همه به مسئله مرگ وجاودانگی(اگر وجود داشته باشد!!!!) فکر می کند.

او علاقه دارد تا انسان ها را بر سر دوراهی های سخت قرار دهد تا میزان ایمان و اعتقاداتشان را بسنجد. مانند بسیاری دیگر از فیلم ساز های هنری که دلمشغولی آنها مرگ و نبودن این جهان و سرنوشت و

 چگونگی زندگی آنها در این دنیا است.

در آوردن صحنه های خیالیی که از واقعیت وارد آن می شویم کار بسیار دشواری است که آنجلو پولوس با مهارت بسیار از پس این کار برآمده است.بازی خوب و روان برونو گانز(بازیگر نقش فیلم برفراز بهشت یا بهشت برفراز برلین اثر ویم وندرس)باعث شده که کیفیت فیلم تا حد بسیار زیادی بالا برود و همچنین

 نباید از فیلمبرداری زیبا و روان فیلم به سادگی بگذریم که واقعا توانسته نماها و کادربندی های بسیار حساب شده از صحنه بگیرد.

فیلم توانسته جوایز زیادی را از جشنواره های جهانی کسب کند از جمله نخل طلای جشنواره کن سال 1998.

مطمئنا برای من و شما که امروزه فیلم های زیادی که در ژانرهای مختلف که همه دارای خو ن و خونریزی( اره 5 را دیدم به نظرم بدترین سری از این مجموعه بود) یا دارای انواع و اقسام جلوه های ویژه است

دیدن این فیلم نوعی برکت است که ما را به یاد خود و اینکه برای چه به این دنیای محنت انگیز آمده یم

 می اندازد و از همینجا شما را به دیدن این فیلم دعوت می کنم تا لحظاتی را هم به این فکر کنید که این دنیا چیست...

الکساندر

موفق و پیروز باشید

تا بعد...

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 14:44  توسط ابراهیم حاتمی  |