درود
پست ایندفعه برای قدرنادیده ترین فیلمسازی است که تا به حال من با چشمان خود دیده ام.
برایان دی پالما.
هر موقع اسم دی پالما می آید نا خودآگاه ذهنمان به سوی فیلم (صورت زخمی) ویا (تسخیر ناپذیران)
می رود.
دی پالما متولد سال 1934 در نیوجرسی آمریکاست.کار خود را از سال1968 با فیلم ضیافت عروسی شروع کرد.از سال 1968 تا 1973 فيلمهاي جنايت به سبك جديد، درودها، ديانيسوس در سال- 1969، سلام مامان!، خرگوشت را بشناس و خواهران را ساخت.
دی پالما در سال 1974 فیلم شبح بهشت راساخت که بازسازی فیلمی به نام (شبح اپرا) بود که پیش از اورابرت جولیان درسال(1926) آرتور لوبین(1943) و ترنس فیشر در سال(1963) نسخه ای از آ« را ساخته بودند. به فيلمنامه و طراحي صحنة نسخة آرتور لوبين جايزة اسكار تعلق گرفت، پل ويليامز براي ايفاي نقش در فيلمِ دِ پالما نامزد دريافت اسكار شد.
در سال 1980 در فیلم عزم کشتن(Dressed to Kill) را ساخت که صحنه ابتدایی فیلم ادای دینی بود به هیچکاک و به فیلم روانی.دی پالما فیلم دیگرش را با نام کری(carrie) در سال 1976 ساخت . داستان فیلم در مورد دختر خجالتی است که موردتنفر دیگر همکلاسی هایش است.
برايان دِ پالما در دو فيلمِ ديگرش به نامهاي انفجار (محصول سال 1981) و تلفات جنگ (محصول 1989) تأثير خود را از ميكلآنجلو آنتونيوني، استنلي كوبريك و اليور استون نشان داد. انفجار با نامِ اصليِ Blow Out حتي به نامِ اصليِ فيلمِ آگرانديسمانِ آنتونيوني يعنيBlow Up نيز شبيه است. اگر در آگرانديسمان عكاسي باريكبين با بزرگنماييِ عكسي، كه در پارك گرفته، خود را با بازيِ واقعيت و مجازِ يك قتل مرموز درگير ميكند، در انفجار، يك صدابردارِ جلوههاي صوتي، كه تخصصاش تهية باند صدا براي فيلم است، دلمشغولِ چنين بازيِ وهمانگيزي ميشود. در فيلم انفجار جوانِ صدابردار، بهطور تصادفي، در موقع كار بر روي يكي از فيلمهايش توجهاش به نمايي جلب ميشود، كه پيگيريهاي او آشكار ميسازد كه تصويري از صحنة يك قتل است.
برايان دِ پالما با فيلمِ بعدياش صورت زخمي (محصول سال 1983) براساس فيلمنامهاي كه اليور استون براي وي نوشت، به بازسازيِ فيلمي به همين نام از هاوارد هاكس (Howard Hawks) پرداخت، كه فيلمنامة آنرا در سال- 1930 دبليو. آر. برنِت (W. R. Barnett)، بن هِكت (Ben Hacht)، جان لي. ماهين (John Lee Mahin)، سِتون ميلر (Seton Miller) و فرد پالسي (Fred Palsey) براي وي نوشته بودند. اگر در فيلمِ هاكس، پل موني (Paul Muni) نقشِ توني كامونتي (Tony Comonte)، خلافكاري خردهپا را ايفا ميكرد، در فيلم دِ پالما آل پاچينو به نقشِ توني مونتانا، كوبايي پناهندهاي ظاهر شد كه در رأس هرمِ مواد مخدر ميامي قرار ميگيرد و توسط زورمداران و ثروتمندان نوكيسه درهم كوبيده ميشود.
اگر هاكس و فيلمنامهنويسهايش به گنگسترها به چشم «بچههاي شرور» نگاه ميكردند، و جنايتكارها را طوري پرداخته بودند كه رفتاري بچهگانه داشتند، در فيلمِ دِ پالما، بهواسطة فيلمنامهاي كه استون براي او نوشته بود، وجه اجتماعي و خشونتآميزِ فيلم پُررنگتر است. بهجز اينها شيوة پرداخت دِ پالما بهخلاف صورت زخميِ هاكس كمتر كلاسيك، و همچون پدرخوانده (فرانسيس فوردكوپولا) ساختاري مدرنتر دارد.
ديويد مامت (David Mamet) براي فيلمِ بعدي دِ پالما با نامِ تسخيرناپذيرها در سال- 1987 از طرح كلي داستانهاي يك مجموعة موفق تلويزيوني به همين نام استفاده كرد و فيلمنامهاي نوشت، كه در آن به نمايشِ بيرحميهايِ خشونتآميزِ گنگسترها در شيكاگويِ بحرانزدة دهة- 1930 پرداخته شده بود.
دی پالما فیلمهای دیگری هم ساخت که لیست کامل آنها در زی آمده است:

واما دی پالما در67 سالگی همچنان به دنبال تجربه های تازه است.او از معدود بازمانده های نسلی است
که ازاواخر دهه 70 به شهرت رسیدند.روزگاری نام دی پالما در کنار فیلمسازانی چون فرانسیس فورد کاپولا
مارتین اسکور سیزی و استیون اسپیلبرگ قرار می گرفت.
منتها در دو دهه اخیر این فیلمساز چنان فرازو نشیب هایی را پشت سر گذاشت که به تدریج به حاشیه کشانده شد.آنچنان که در مراسم اسکار سال 2006 وقتی اسکورسیزی سرانجام برنده اسکار شد در کنار رفقایی چون
کاپولا و اسپیلبرگ که برای اهدای جایزه کارگردان(رفتگان) به روی سن آمدند کسی یادش نبود که دی پالما را هم دعوت کند.جالب اینکه جورج لوکاس این تاجرسینمادر دودهه اخیر از قلم نیفتاده بودولی از دی پالما که همه این سالها فیلم های قابل توجهی ساخته خبری نبود.

(تلفات جنگ) خیلی زود به فراموشی سپرده شد و در مقابل از(غلاف تمام فلزی) کوبریک ستایش های فراوانی شد(قصد ندارم به هیچ عنوان ارزش سینمایی غلاف ... را پایین بیاورم ) .همچنان که (صورت زخمی) دی پالما به اندازه هیچ کدام فیلم های گانگستری اسکورسیزی که سال های بعد ساخته شد تحویل گرفته نشد.
شاید ایراد کار در پرکار بودن دی پالما باشد و اینکه مدام سراغ کار دیگری می رود.
این درست است که در میان هم نسلانش او بیشتر از بقیه فیلم ضعیف در کارنامه اش دارد اما اگر قرار بر
محاسبه آثار درخشان باشد دی پالما به مراتب از کاپولا فیلمساز برتری است حتی اگر به قول منتقدی آثارش نه ازحیث ارزش های به اندازه کاپولا یا اسکورسیزی مورد تحسین قرار نگرفته باشد و نه از حیث تجاری به اندازه لوکاس و اسپیلبرگ پولسازی کرده باشد.
تا بعد...